به بهانه طرح موضوع فضای مجازی در مناظرات انتخابات ریاستجمهوری
دلسوزی است یا جیب دوزی:
درماههای اخیر بحث قطع پیام رسان تلگرام در کشور مطرح است و اخیرا به دلایل متعدد و البته صحیح و منطقی و حکیمانه این امر مورد توجه مسئولان کشور و مردم قرارگرفته است و انتظار این بود که با تصمیم شایسته و اقدامات فنی مناسب ، شرایطی فراهم شود که مردم خود از قطع آن استقبال و از پیامرسان ایرانی در حد و قواره نوع خارجی با ظرفیتی بالا ، ایمن ، آسان و کم هزینه بهره مند شوند.
اما آنچه این روزها در بحث جایگزین تلگرام در فضای رسانه ای کشور مطرح است، پیامرسانهای مختلف با عناوین و اسامی متعدد می باشد، بطوریکه هر یک درمقام اثبات خود، بنوعی دیگری را رد میکنند ومخالفان نیز از روی علم یا بغض میگویند ظرفیت سامانه های ایرانی ، دریایی هستند به عمق یک وجب.
* حالیه یک سئوال از مسئولان و متولیان امر : اگر قرار باشد تلگرام قطع شود، و اگر همه این پیامرسانهای مدعی در کشور فعال باشند ، مردمی که اکثریت قریب به اتفاق آنها در یک پیامرسان با هم ارتباط داشتند، چه باید بکنند؟ چند نرم افزار در گوشی یا رایانه خود نصب بکنند؟ برای ارسال یا دریافت یک پیام به چند سامانه باید سرک بکشند؟ اینکار ، کار پیدا کردن است یا سرکار گذاشتن یک ملت؟ اینکار در راستای تامین منافع ملی است یا نزاع بر سرغنایم جنگی؟ اگر شما مردم باشید راجع به اینکارها چه فکر میکنید ؟اینکار دلسوزی است یا جیب دوزی؟ این آشفتگی درحالیکه در شرایط فعلی یک پیامرسان داخلی توانمند، ایمن، پرظرفیت و مورد استقبال مردم به بازار عرضه نشده ، معرفی پیامرسانهای خلق الساعه حکایت از تدبیرو مدیریت و توانمندی دارد یا اختلال در مرکز؟
این مطلب بدون برچسب می باشد.








دیدگاهتان را بنویسید